-
خرابکاری پشت سره هم
سهشنبه 13 مرداد 1405 14:26
پرنده ی اجی اینا گفت حالاکه دارن مارو میبرن بذار یه بار پ*پ* کنیم تو سر این دختره . داشتم یه چیزی ب عنوان ناهار خیر سرم سر پایی میخوردم ک بال زد نشست تو سر من خرابکاری.کوفتش بشه پدر سگه ننه سگ. موهام یه ذره خیس شد و لباسمم گند شد توش. دوستم میگفت اگه پرنده گند بزنه تو سرت یعنی قراره پولدار بشی .امیدوارم حداقل این...
-
پلن شغلیم
دوشنبه 12 مرداد 1405 23:19
حتی چت جی پی تی هم به پلنی که من درمورد اینده ی شغل های مورده علاقه ام دارم رسید . مسیر کوتاه مدت و الان ،اموختن مهارت کاری و موردنیاز طراحی لباس یا/اگه نشد ،مربی نقاشی و در مسیربلند مدت تحصیلی و علمی،تحصیل در رشته ی روانشناسی، شاید نوشتنش راحت باشه،ولی احتمالا تا دهه ی سی ،یعنی درواقع صد درصد درگیر همین پلنی باشم ک...
-
دنیات
سهشنبه 6 مرداد 1405 23:32
پاهام درد میکنه.بیشتر از نیمه وقت حداقل الان نمیتونم برم.حقوقم دقیقا مصادف میشه با شهریه کلاس .اما همینم جای شکر داره.حالا ازشون پرسیدم ببینم بطور اقساطش چطوره.انرژی روانی و جسمیم کمتر تحلیل میره نیمه وقت،و خوشحالم ازاین بابت.هر روز به این فکر میکنم،مثل یکبار ک معجزه ای برام پیش اومد ،هر روز رو طوری شروع میکنم انگار...
-
گاهی
یکشنبه 4 مرداد 1405 23:54
گاهی باید بزرگترین چیزایی ک عمیقا بهشون دلبستی رو بپذیری ک توی این دنیا مال تو نیستن گاهی باید ،کنار بکشی ، از رویایی ک از عشق برای خودت ساختی، از دردی ک از نبودِ حامیِ زندگیت میکشی ، گاهی باید دست کشید،از دنیا، کار راحتی نیست،ولی انگار ، شبیه یه لحظه بستن چشمات به روی معشوقِ . گاهی باید ب ادمهایی فکر کنی که، بدون عشق...
-
قلبم
شنبه 3 مرداد 1405 21:34
چیمیشه اینبارو توی زندگیم بخاطر اشکای هرشبم این خلا بزرگ زندگیم اینطوری پر بشه و قلبم رو ببینی؟یعنی ممکنه توی این موردم به تو امید ببندم و ناامیدم نکنی؟
-
غر زدن ب روش خودم،فقط اینجا.
شنبه 3 مرداد 1405 20:43
بی اهمیت نسبت به اینکه وقتی حرفای منفی میزنی بقیه ازت رونده میشن، میخوام از این بنویسم که چقدر از نقطه ی پایین بودن زندگیم خسته شدم ،از وقتی شروع کردم و وارد زندگی واقعی شدم ،از وقتی تلاش واقعی رو شروع کردم ،از کوچکترین تلاش ها برای ساختن پایه ای واسه زندگیم و دور شدن از درس و هر ارزویی تا وقتی خودم از پس هزینه هاش...
-
فیلم عمارتی، وایب مورده علاقم
جمعه 2 مرداد 1405 22:51
به فیلم the hunting of bly manor ( مینیی سریال۹قسمتی ک در یک روز و یک شب تمومش کردم ) از نظر اینکه کلیشه های نتفیلیکسی داشت رو بذاریم کنار توی چیزی ک در هر فیلم برام خیلی مهمه (وایب و اتمسفر،نورپردازی و فیلم برداری و فضا...) از ۱۰ نمره ۷ میدم و به داستانش از اونجایی ک هم عمیق بود ،هم پیچیده و خلاقانه ،ولی رو مخ ام ۶...
-
پیشنهاد فیلم ،بازم دوباره!
پنجشنبه 1 مرداد 1405 23:09
جالبه ،الان ک تازه برگشتم دوباره رفتم رو مود فیلم دیدن ،اون موقع هم ک اینجا مینوشتم فیلم دیدن بکوب شروع کرده بودم . . . + یادم رفت اضافه کنم فیلمی ک شروع کردم باتوجه ب سلیقه ای هست ک ب چت جی پی تی دادم و از ده تا پیشنهادش این یکی رو تونستم دل بدم بهش،وخب بدم نیست دارم دنبالش میکنم : تسخیر عمارت بلای ؛)))))) فضاشو دوست...
-
بعد یه مدت نسبتا زیاد برگشتم
پنجشنبه 1 مرداد 1405 13:03
اگه بخوام به شکل بدی واقع بین باشم،سگ ام نبوده طی این مدت حال من رو بپرسه اگرم بخوام ب شکل مثلا خوبی واقع بین باشم ،خب آره، من ارتباطات سطحی رو حفظ نمیکنم و ادمای خارج از استانداردم رو سریع حذف میکنم یا اینقدر بی اهمیتی میکنم تا خودشون برن .بخاطر همین تنهایی رو ۲۲ سال و خورده ایِ ب همنشین بد ترجیح دادم، و از استقلال...
-
حالم بده.
شنبه 23 اسفند 1404 05:41
دارم از سردرد میمیرم.شام مونده رو دلم ؛/
-
خوشگذرونیِ من.
شنبه 23 اسفند 1404 00:54
یادم میاد یه روز بهمن ماه برای خودم تصمیم گرفتم تنهایی برم انقلاب خرید .هر روز ۶ صبح تا ۸ شب درگیر سرکار بودم و دلم خواست هوایی عوض کنم .تیپ سیاهمو زدم که دوتیکه بود و دامن زیپ دار بلندی داشت و،با کلاه و بوت های مشکیم راه افتادم. سعی داشتم با غمی ک روی قلبم سنگینی میکرد کنار بیام و سبک و رها بودن رو یادم بگیرم که syml...
-
مورده علاقه های ِ همیشگی.
جمعه 22 اسفند 1404 18:25
ازاونجایی ک اخیرا فقط یکی دوبار فیلمای بدون سانسور دیدم،حالم داره از غربی ها بهم میخوره ،رفتم با کمال تاسف سراغ کره ای ها. مدت زیادی از کلیشه هاشون بدم میومد ،ولی خدایی،خیلی سافت و تمیز و رویایی ان !...انگار ادم داره انیمیشن میبینه!...خیلی ام ساده ان(ن همشون ) مثلا فیلم it's okay to not be okay با بازی سئو یجی، همیشه...
-
مروارید گریه میکرد.
جمعه 22 اسفند 1404 02:00
کارتون دختری ک مروارید گریه میکرد ،منو به وجد آورد .
-
بااخلاق
پنجشنبه 21 اسفند 1404 23:06
حرفمو پس میگیرم امیلی اصلا بااخلاق نیست توی فیلم امیلی در پاریس.البته نکته اینجاست ک از ابتدا ک میره اونجا اینطوری نیست،این فرانسویان ک بد عادتش میکنن:///
-
شبانه.
پنجشنبه 21 اسفند 1404 22:13
و صدای پدافند و موشک ِ شبانه.
-
شبح
پنجشنبه 21 اسفند 1404 21:01
فقط لقب شبح را ب خود نسبت میدادم... اما احساس کردم،لحظه ای کوتاه، شبح جستجو گر دیگری هم هست. من همچون دیگر انسان ها بنظر میرسیدم، بنابراین فکر کرد من متوجه ی او نخواهم شد و به همین راحتی، میتواند بی سرو صدا کاوشی کند و برود... نمیدانست منهم شبحی هستم که او را میبیند.
-
نوری از امید
پنجشنبه 21 اسفند 1404 19:22
موسیقی far away از David moore پلی شده و واقعیتی که از برخی کسانی که دوستشون دارم دور هستم رو برام تداعی میکنه . اینکه من تنهای دل تنگی ام ،که در کور سوی امیدی برای روزهای خوش ، که نقش بسته بر روی قلبِ خاک گرفته ام است ،همیشه روز شماری کرده ام .اینکه منهم مثل هر کس دیگری نمیدانم چه خواهد شد . اینکه در آخر ، پس از هر...
-
دوران فلسفه ای ِ یه روحِ مستقل .(پست ثابت)
پنجشنبه 21 اسفند 1404 17:22
هیوده سالم بود ک مثل دیوونه ها اگزیستانسیالیسم بودم! عین دیوونه ها مینوشتم و مردم گریز بودم . از پیشنهادات دوستی فرار میکردم و دنیام،نقاشی های بنفش و ،وادرینگ هایتز و جز از کل بود !.... و فهمیده بودم،شاید شخصیتم شباهت کمی، به نیچه داره !..(تایپintj) توی روانشناسی و حتی تعبیر خواب،گیر سه پیچ داده بودم به یونگ. کسی رو...
-
ازفیلم گرفته تا دنیای خیالی و قرص.
پنجشنبه 21 اسفند 1404 03:25
برای رفع استرس و غلبه به بی حوصلگیم امروز کلا صرف دیدن شیش قسمت perfect couple شد ! ب یاد نمیارم تو زندگیم تاحالا همچین تصمیمی گرفته باشم.پارسالم حتی بعد از تولیدمحتوا کردنم و تایم کتابخونه،صرفا شبا تین ولف رو ک خوشمم اومده بود یکم ازش میدیدم.البته خب مشخصه چی باعث شد فیلمی رو ببینم ک از ابتدا میدونستم سلیقه ی من نیست...
-
فیلم جدید
چهارشنبه 20 اسفند 1404 21:25
برای بعدا ک قراره حتما لیست جدید بدم ،هم از فیلمایی ک دیدم،هم کتابایی ک خوندم ،شایدم تو پروفایلم بنویسم. ولی درحال حاضر باتشکر از یکی از مخاطبای خوب ک تازه آشنا شدم باهاشون، دارم فیلم perfect couple رو میبینم و الان دارم میرم قسمت۳ رو ببینم. و باید بگم مثل تخمه ک میخوای ادامه اش بدی حالا گیر افتادم تا کنجکاویم از...
-
خواننده ی خاص،دنیای خاص.
چهارشنبه 20 اسفند 1404 01:31
یکی از غوطه ور کننده ترین صدا جادویی ها ، که میتونی توی امواجش شنا کنی یا باهاش بال دراری Chezile عه ^-^ رسما همه آهنگاش مثل نسیمِ ملایم میمونن ، حتی خواننده های شدیدا مورده علاقم م از نظرم همه اهنگاشون قشنگ نیست!!
-
کیکِ تلخِ روتین!
چهارشنبه 20 اسفند 1404 01:25
تاحالا به حدی نرسیده بودم ک عملا نخوام و نتونم کاری انجام بدم !(از نظر روحی) احوالات عجیبی دارم.خیلیا توی این موقعیت میتونن از پس کاراشون بر بیان.ولی من انگار طوری میشم که از پس هیچ کاری برنمیام و رسما انگار دست و پام بسته است .امیدوارم هرچه زودتر این وضعیت تموم بشه .امیدوارم اونی ک باید پیداش بشه .امید دارم . باید...
-
همزاد پنداری ای ابدی.
سهشنبه 19 اسفند 1404 23:20
نمیدونم میاد که وارنرم توی رومانِ کشفم کن باشه یانه، که لوک ام توی فیلم ِ تااستخوان . تا مارتینم باشه توی رومانِ خودم . نمیدونم تاکی ممکنه براش صبر کنم، برای سایه ی خودم، تا شبح زندگیم رو ببینم و باهاش همزاد پنداری ای ابدی داشته باشم.
-
نمایشگاه.
سهشنبه 19 اسفند 1404 22:38
-نقاشیم قرار بود فروردین توی نمایشگاه باشه و پونزدهم از جانب داورا تایید بشه . +حالا الان نمیدونم سرنوشت زنده موندنم چی میشه این دیگه چه فکر اضافه بر سازمانیه؟ -خودم خوب میدونم ک الان حسِ داشتن هیچ هدفی اونقدر ارزش نداره .فقط یه فکر گذراست. امسال داشتم شروع میکردم ب ساختن واقعی زندگیم...
-
حس بقا تو جنگ
سهشنبه 19 اسفند 1404 21:16
جالب اینجاست ک باوجود همه وحشت ها و حس گیر افتادن توی بقا از جنگ ، هنوز هم خیلی از درگیری های فکری انسان خیلی از احساساتش گذشته و آینده هنوز هم عین یه قاصدک از ذهن آدم گذر میکنه . ۹:۱۶
-
توییتر،تامبلر.
سهشنبه 19 اسفند 1404 20:50
در آینده ای ک نمیدونم وجود خواهد داشت حتما به توییتر هم نقل مکان خواهم کرد،درحالیکه،هم توی بلاگ اسکای هم بلاگفا نویسندگی میکنم.به علاوه ی یوتوب و اینستاهم فعالیت میکنم! بنظرم یه نویسنده ی فعال ،خوبه که توی توییترم باشه .گاهی بعضی نقل مکان ها توی فضای مجازی باعث خلاقیت میشه. مثلا امیدوارم اگر عمری بود و شد، به تامبلر...
-
مجاز از زنده موندن!
سهشنبه 19 اسفند 1404 20:44
چه دورانی رو پشت سر گذاشتیم .بی ثباتی های شدید خاندان و بزرگانمون.اختلالات روانی شدید و شخصیتی.کودکی ِ ترسناک و پر تروما. ترس از زلزله ها. قرنطینه ی طولانی کرونا.و تمام پیش آمد های دیگرش، و جنگ .طی دو دفعه . و نمیدونم ،اینبار هم مثل سری قبل ، بعد از دوران جنگ هم پست خواهم گذاشت یانه !(مجاز از زنده موندن!)
-
خوش اومدم.اونم الان!
سهشنبه 19 اسفند 1404 20:30
علیک سلام.تاپیش از این واقعه بنده ساکن بلاگفا بودم،ک اونم امسال فقط چند پست انگشت شمار گذاشته بودم .ب امید دسترسی تا زمان موعود، تشریف آوردم اینجا،ب لطف دوست خوبم،ک وب خالیش رو داد تا برای خودم باشه چون نمیتونستم وب جدید بزنم .