بنفشه ی ماه

بنفشه ی ماه

فرار کردم اینجا.
بنفشه ی ماه

بنفشه ی ماه

فرار کردم اینجا.

قلبم

چیمیشه اینبارو توی زندگیم بخاطر اشکای هرشبم این خلا بزرگ زندگیم اینطوری پر بشه و قلبم رو ببینی؟یعنی ممکنه توی این موردم به تو امید ببندم و ناامیدم نکنی؟

غر زدن ب روش خودم،فقط اینجا.

بی اهمیت نسبت به اینکه وقتی حرفای منفی میزنی بقیه ازت رونده میشن، میخوام از این بنویسم که چقدر از نقطه ی پایین بودن زندگیم خسته شدم ،از وقتی شروع کردم و وارد زندگی واقعی شدم ،از وقتی تلاش واقعی رو شروع کردم ،از کوچکترین تلاش ها برای ساختن پایه ای واسه زندگیم و دور شدن از درس و هر ارزویی تا وقتی خودم از پس هزینه هاش بربیام و همه چیز توی ۴ سال مثل لاک پشت حرکت کرده بجز سرعت بالارفتن سنم ،از اینکه درمورد پدرومادرم هنوزم ناامید نیستم ک توی زندگیم حضورکمی پیدا کنن ،یا درمان بشن ،شاید حتی بهتر و بیشتر از من در اینده زندگی کنن.هرچند وضعیتشون بد باشه،ک هرچند کمی جواب امیدواریمو گرفتم،ولی حالا مونده تا صبرم ازمایش بشه ...

حالا مونده تا برسم به یه ورژن حتی نرمال از خودم،بایه زندگی قابل قبول و نرمال .میخوام از این بگم ک چقدر فاصله دارم با نسخه ای از خودم ک میتونه مستقل زندگی کنه و تنها هدفش شده این.حتی بیشتر از رویاهاش.اینکه چقدر خسته است ازینکه هیچ ادم صادقی ک باهاش اشتراکی داشته باشه توی زندگیش نداشته و نداره.

تکرار شدن ریا و دروغ و تظاهر و بدگویی و تمام تجربیاتش با خانوادش از همه متنفرش کرده .

کاشکی میشد یه مدت از زندگی لفت داد .از همه چیز و همه کس .این قسمت از زندگیم خیلی طولانی و کند و خسته کننده و پر از حجم تلاش فشرده پیش رفته.تلاش هایی کم نتیجه و گاها بی ارزش .

اولین شغلم طراح دیجیتال تیمی بودکه درصدی بود درامدم و پولم فقط خرج امورات ضروری و تاکسی و مترو میشد !جز یه هدیه برای کسی .

دوسال یوتوبِ بی نتیجه

هعی شغل عوض کردن و دنبال کار گشتن

 کار توی تولیدی و سگ دو زدن و تلاش برای ارتقا پیدا کردن توی همین شغل موقت ک کمک کنه فعلا تنها دستاوردم شرکت توی یه نمایشگاه نقاشی سطحی با رزومه ی متوسط باشه و در اینده اگه خدا بخواد

شرکت توی کلاسهای طراحی لباس با هزینه های خدا تومنشون.

مشکلی نیست،همینم که یه نور و امیدی توی غر زدنمم هست ،بازم جای امید داره .

دستاوردم توی این ۴سال ک ممکن بود تاالان لیسانسمو گرفته باشم یا شاید حتی بیشتر ،کمی بالا پایین داشتنو چندان قابل دیدن نیستن. نمیتونم بگم اول درس خوندن بعد ماجرا جویی و تجربه بهتره یا اول تجربه و بعد درس .

درسته ک مردم درس میخونن ک تجربه کنن توی دنیای واقعی

اما خب موقعیت من فرق داشت.نمیدونم فرصت تحصیلات اکادمیک رو پیدامیکنم یانه ،یااینکه اصلا ب دردم میخوره یانه چون خودمم در مقابلش باوجود علاقه ام ب مطالعه و تحقیق ،مقاومت داشتم و از محدود شدن بهش میترسیدم چون از تمام محتوای اموزش و پرورش و قوانین و سبکش متنفرم.بااینحال ،من سعیمو میکنم طبق برنامه ی مشخص و منظمم پیش برم،و بسپارم ب خودش تا ببینم چی برام میخواد و از کجای نقشه ام قراره با تغییرات شگرف متحیرم کنه .


فیلم عمارتی، وایب مورده علاقم

به فیلم the hunting of bly manor ( مینیی سریال۹قسمتی ک در یک روز و یک شب تمومش کردم )

از نظر اینکه کلیشه های نتفیلیکسی داشت رو بذاریم کنار 

توی چیزی ک در هر فیلم برام خیلی مهمه (وایب و اتمسفر،نورپردازی و فیلم برداری و فضا...) از ۱۰ نمره ۷ میدم 

و به داستانش از اونجایی ک هم عمیق بود ،هم پیچیده و خلاقانه ،ولی رو مخ ام ۶ میدم 

بااینحال روهم رفته سبک فیلم رو دوست داشتم حتی داستانی ک تقریبا در رابطه با این سبک ماجراهای عمارتی و خونه های روح زده هست تکراریه ،اما کلیشه ها و خسته کننده بودنه یکم از پیچیدگی داستان رومخم بودن چون حوصله نداشتم.


در کل، باوجود همه چی ،ارزش دیدن رو داشت چون بحث رومانی ک از روش ساخته شده و رومان های مشابه رو با تحقیق پیش کشید واسم و خوشحالم کرد 

پیشنهاد فیلم ،بازم دوباره!

جالبه ،الان ک تازه برگشتم دوباره رفتم رو مود فیلم دیدن ،اون موقع هم ک اینجا مینوشتم فیلم دیدن بکوب شروع کرده بودم

.

.

.

+ یادم رفت اضافه کنم فیلمی ک شروع کردم باتوجه ب سلیقه ای هست ک ب چت جی پی تی دادم و از ده تا پیشنهادش این یکی رو تونستم دل بدم بهش،وخب بدم نیست دارم دنبالش میکنم :

تسخیر عمارت بلای ؛))))))  فضاشو دوست دارم. صداها ،هوا و اتمسفر ....کلا خوشم اومد.

بعد یه مدت نسبتا زیاد برگشتم

اگه بخوام به شکل بدی واقع بین باشم،سگ ام نبوده طی این مدت حال من رو بپرسه 

اگرم بخوام ب شکل مثلا خوبی واقع بین باشم ،خب آره، 

من ارتباطات سطحی رو حفظ نمیکنم و ادمای خارج از استانداردم رو سریع حذف میکنم یا اینقدر بی اهمیتی میکنم تا خودشون برن .بخاطر همین تنهایی رو ۲۲ سال و خورده ایِ ب همنشین بد ترجیح دادم،

و از استقلال فکری و چنین سبک زندگی ای،این روزا دارم به این میرسم که چرا من کسی رو ندارم .